پایان نامه رایگان با موضوع حوزه علمیه، نظام اداری، جریان شناسی، انقلاب اسلامی

بیشتر مدارسی که برخی علما تأسیس کرده‏اند، موقوفه هستند. بنابراین، مطابق وقف‏نامه خاص خود اداره می‏شوند.
پس از وفات آیت اللّه خویی و در عهد شهید سیدمحمد صدر و آیت اللّه حائری (مرجعیت موجود)، نظام اداری ویژه‏ای موسوم به “رهنمودهای ولی فقیه به مدارس حوزه علمیه” بنیان نهاده شد. به این معنا که حوزه علمیه در سال‏های اخیر، فقط زیر نظر زعیم حوزه نبوده است، بلکه تحت سیطره ولایتی بوده است که نوع دیگری از نظام اداری را برای آن قرار داده است.
حوزه نجف
حوزه علمیه نجف از حوزه‌های قدیم شیعه می‌باشد که پس از افول حوزه بغداد و هجرت شیخ الطائفه طوسی ابتدا به کربلا و سپس به نجف اشرف، بنیان نهاده شد. تجدید حیات این حوزه هنگامی بـود که بعضی از علمای بزرگ شیعه از ایران به نجف اشرف هجرت نمودند، مانند مقدس اردبیلی (متوفای ۹۹۳ هجری) که جمع بسیاری از فحول علمای امامیه در حوزه او تربیت یافتند. دوران طـلائی و عـصر شکوفائی حوزه نجف از هنگامی آغاز گردید که وحید بهبهانی به شاگرد خـود سید مهدی بحرالعلوم (متوفای ۱۲۱۲ قمری) دستور داد که مکتب اصولی وی را در نجف اشرف بنیان نـهـد و سیدبحرالعلوم زادگاه خود کربلا را به سوی نجف ترک کرد و حوزه نجف اشرف را توسعه داده و به رسالت تاریخی خویش در تربیت صدها عالم و مجتهد و ادیب و شاعر و اصولی و مـفـسر معتقد به مکتب خاندان عصمت (ع ) از قبیل سید جواد عاملی (متوفای ۱۲۲۶ هجری) و شیخ جعفر کاشف الغطا همت گماشت. در نیمه دوم قرن سیزدهم هجری حوزه درس شیخ محمدحسن نجفی (متوفای ۱۲۶۶ ق ) معروف به صاحب جواهر بیش از سایر حوزه‌ها در افق نجف درخشیدن گرفت و صدها شاگرد از ملیتهای مـخـتـلـف ازمحضر درسش بهره مند می‌گشتند. پس از وفات صاحب جواهر حوزه درس شیخ اعظم شیخ مرتضی انصاری (متوفای ۱۲۸۱ ق ) رونق بسیار داشت شیخ ‌انصاری که از شاگردان مکتب کربلا بود و اصول خود را از حوزه شریف العلماء حائری اخذ کرده بود تحول اساسی در فقه شیعی بنیاد نهاد و اصول جدید و نـوگرائی در مکتب فقه او مشاهده می گردد که نزد پیشینیان دیده نمی شود۲۱۲. مدارس علمیه با نفوذی همچون حوزه علمیه نجف که در قرن نوزدهم و تا سال ۱۹۸۰ میلادی، مرکز بدون رقیب آموزش شیعه بوده است و به‌نظر می‌رسد، این شهر به دلیل پتانسیل فراوان علمی، با فروپاشی رژیم بعث و بهبود روابط ایران و عراق دوباره اعتبار کاسته شده‌ی خود را به دلیل فشارهای رژیم بعث و قطع ارتباط با ایرانیان، برای تبدیل شدن مجدد به یکی از مراکز مهم علمی شیعه و به قطب اصلی ایدئولوژیک فقه شیعه بدست آورد.۲۱۳ حوزه نجف اکنون تحت زعامت مرجع تقلید شیعیان حضرت آیت الله سیستانی قرار دارد.
نظام اداری فعلی حوزه نجف اشرف در خصوص پذیرش طلاب، دارای مراحلی است: مرحله اول شامل تمامی مناطق عراق است و داوطلب حوزه علمیه باید با توصیه‏نامه‏ای از امام جماعت، امام جمعه یا وکیلی شرعی و نیز رضایت‏نامه ولی خود (پدر و یا شخص مسئول دیگری) به حوزه مراجعه کند. در مرحله دوم، داوطلب باید امتحان ورودی کتبی و شفاهی (مصاحبه) را پشت سر بگذارد و در صورت قبولی، آماده ورود به حوزه می‏گردد.
نظام امتحانات حوزه، قبل از شهادت آیت اللّه سید محمد صدر، بسیار دشوار بود ؛ ولی این دشواری نه از سوی حوزه، که از طرف دولت اِعمال می‏گردید. زیرا حکومت، امتحان دهندگان را به دقت ـ و با شناسایی اسامی، اماکن و افراد قبول‏شده ـ کنترل می‏کرد. در آن برهه “شیخ محمدامین زین‏الدین” و “سید حسین بحرالعلوم” در هر سه یا شش ماه از طلاب امتحان دوره‏ای می‏گرفتند و کسانی که قبول می‏شدند، به مراحل بالاتر ارتقا می‏یافتند و شهریه بیشتری دریافت می‏کردند. حوزه علمیه نجف از دیرباز در ردیف مهمترین و بالاترین حوزه‏های علمی شیعه قرار داشته و به دلیل قدمت و سابقه طولانی و مرکزیت عمده‏ای که دارا بود، همواره محل توجه و اجتماع شخصیت‏های علمی و اسوه‏های تقوا بوده است.
حوزه سامراء
در اواخر قرن نوزده میلادی با ورود سید محمد حسن شیرازی (متوفای ۱۳۱۲) به شهر سامرا، مرکز مرجعیت اعلی و مدرس? بزرگ علوم دینی حوز? سامرّاء، به اوج اعتبار و شهرت رسید. امّا در دهه سی‌ام قرن بیستم این حوزه دچار رکودی شد و شمار طلاب حاضر در این حوزه، متجاوز از ۴۰ طلبه نبود که عامل اصلی آن انتقال مرکز مرجعیت به نجف و کاهش تمایل طلاب از رفتن به سامرّاء بعد از وفات آیت‌الله شیرازی بود۲۱۴. آیت الله محمد تقی شیرازی از پرورش یافتگان نام‌آور حوزه سامرا است که پس از رحلت میرزای شیرازی، مرجع تقلید شیعیان جهان گردید و با عزیمت به حوزه علمیه کربلا، انقلاب عراق را از آنجا آغاز نمود۲۱۵.
حوزه کربلا
حوزه علمیه کربلا نیز دارای سابقه ای کهن و اعتباری والا است، دوران پرافتخار وعصر طلائی حوزه کربلا، دوران حضور وحید بهبهانی (متوفای ۱۲۰۵ قمری) در این حوزه بود که بساط اخباری‌گری را برچید و شاگردان بسیاری را تا حد اجتهاد پرورش داد. پس از اندکی فترت، هنگام زعامت شیخ مـحـمـدتـقـی شـیرازی (متوفای ۱۳۳۸ قمری) معروف به میرزای دوم حوزه کربلا رونق بیشتری گـرفـت و فتوای تاریخی میرزای دوم علیه انگلیسی‌ها و مطالبه استقلال عراق و حقوق سیاسی آن و دفـع اسـتعمار خارجی همه انظار را متوجه حوزه کربلا نمود.
امروزه در راستای برگرداندن شهر کربلا به گذشته درخشان علمی و دینی‌اش عملیات ساختمان دو حوزه علمیه سیدالشهداء و بانوان و مسجد فدک حضرت زهرا(س) به سفارش آیت‌ا… العظمی سید صادق حسینی شیرازی و زیر نظر شیخ عبدالکریم حائری در کربلا آغاز شد. به نقل از آیت‌ا… شیخ عبدالکریم حائری: این برنامه شامل ساخت یک مسجد و دو حسینیه می‌شود که یکی از این حسینیه‌ها به بانوان و دیگری برای برپایی مراسم دینی استفاده خواهد شد. پس از تخریب ۲۶ حوزه علمیه شهر مقدس کربلا در دوره حکومت صدام حسین، ساخت این مراکز گام مهمی برای درخشش دوباره کربلا در زمینه علوم دینی است.۲۱۶
بخش سوّم: جریان‌های اسلام‌گرای عراق
اهمیت جریان شناسی از دیدگاه ائمه معصومین علیهم السلام برای ما دلیل روشنی است جهت بررسی جریان‌های موجود. آن جا که امام علی علیه السلام به فرزند بزرگوارشان می‌فرمایند: “یا بُنَیَّ لا بُدَّ للعاقل … اَن یَعرِفَ اهل زمانه.” ای پسرم! بر خردمند لازم است مردمان روزگار خویش را بشناسد.۲۱۷
با توجه به حدیث شریف فوق ما متوجه می‌شویم از جمله توصیه‌های بزرگان دین، شناخت افراد و تفکرات موجود در هر زمانی است که به اصطلاح، جریان شناسی گفته می‌شود. در نگاه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله وسلم جریان شناسی ویژگی خردمندترین انسانهاست؛ “الا و إنَّ اعقل الناس عبد عرَفَ ربّه و اطاع?ُ و عرف عدوّه فعصاهُ”۲۱۸. خردمندترین مردم، بنده‌ای است که خدایش را شناخته و از او اطاعت کند؛ و نیز دشمنش را بشناسد با او مبارزه کند.
امام علی علیه السلام می‌فرمایند: “من عرف الایام لم یغفل عن الاستعداد”۲۱۹. چنین انسانی، زمان شناسی آماده است، غافل‌گیر نمی‌شود و شبهات بر او هجوم نمی‌کند. تردیدی نیست که حیات سیاسی- اجتماعی یک کشور، گذشته، حال و آیند? آن متأثر از بازیگری فعال این جریان‌هاست.
از میان هم? عوامل، شاید محدودیت‌های سیاسی بر توسع? انسانی مهم‌ترین دلیل برای رشد اسلام‌گرایی باشد.۲۲۰ بر همین مبنا، استبداد و فساد مقام‌های دولتی خاورمیانه از اصلی‌ترین علل تداوم اسلام‌گرایی هستند. به علاوه، ایالات متحده نیز به دلیل حمایت از این رهبران سیاسی در زمان حکومت‌شان، همچنان مهم‌ترین هدف آنها می‌باشد. همگان به خوبی میدانند که ایالات متحده آمریکا پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، حمایت‌های سیاسی و اقتصادی وسیعی را از رژیم بعثی عراق جهت مقابله با انقلاب اسلامی نوظهور ایران داشته‌است. رژیمی که این حمایت را نه فقط در جهت مبارزه با ایران به کار گرفت؛ بلکه هرگونه حرکتی در عراق، که رنگ و بوی اسلامی داشت را به شدت سرکوب نمود. لذا با توجه به حضور سازمان‌های بین المللی حافظ حقوق بشر، حمایت‌های یک جانب? آمریکا به رژیم بعثی توانسته بود بقای صدّام را علی‌رغم مشکلات سیاسی و اقتصادی فراوان در این کشور تداوم بخشد. امّا حضور نیروهای مذهبی اسلام‌گرا در عراق با تأثیر پذیری از حرکت‌های صورت گرفته در سایر سرزمین‌های اسلامی از جمله برداشت‌های اولی? مدرن از اسلام‌گرایی حرکت‌های اخوان المسلمین در مصر که با هدف مبارزه با بی عدالتی اجتماعی و نابرابری اقتصادی ایجاد شده بودند یا از آن مهمتر و تأثیرگذارتر، انقلاب اسلامی ایران که متأثر از ایده‌های اسلامی-شیعی توانسته بود انقلابی را علیه یک حکومت دست‌نشاند? غربی انجام دهد و خود را از دام استعمار و استبداد برهاند، باعث پیدایش جریان‌های تاثیرگذاری در صحنه‌های سیاسی اجتماعی عراق شد؛ بنابراین منظور ما از جریان‌های اسلام‌گرا، مجموعه جریان‌هایی هستند که مفاهیم و آموزه‌های دینی-اسلامی را به عنوان مبنای حرکت سیاسی خود انتخاب کرده‌اند. لذا برای ورود به بحث اصلی “جریان‌های عمد? شیعی در عراق معاصر” ضروری است که ما توصیفی از فضای جریان‌های سیاسی اجتماعی عراق جدید را به مطالب دو فصل پیشین منضم نموده و پس از آن به توصیف، تبیین و تحلیل جریان‌های عمد? شیعی و رویکرد آنان به برخی تحوّلات داخلی و خارجی عراق جدید، بپردازیم.
البته از دید کارشناسان خبر? این حوزه پنهان نیست که در عراق، با توجه به تنوّع جمعیتی و حضور قومیّت‌های مختلف، بر شمردن تمامی جریان‌های و گروهای تأثیرگذار بر اساس مؤلفه‌های فوق در عرصه‌های مختلف جامعه‌ دشوار می‌نماید.
برخی از این گروهها عبارتند از:
۱. حزب الدعوه اسلامی.
۲. مجلس اعلای [انقلاب] اسلامی در سال ۱۹۸۲ (به رهبری محمد باقر صدر).
۳. حزب اسلامی عراق.
۴. جنبش اسلامی کردستان.
۵. اتحاد اسلامی ترکمان.
۶. حرکت سازمان اسلامی کردستان.
۷. سازمان عمل اسلامی (به ریاست هادی مدرسی و جواد العطار به عنوان سخنگوی سازمان).
۸. مجموعه علمای بغداد.
۹. جنبش علمای شیعه.
۱۰. جنبش المرجعیه الرسالیه (سید علاء آل طعمه).
۱۱. حزب الله عراق.
۱۲. حرب الله کردستان (تأسیس در سال ۱۹۸۲ و انحلال در تاریخ ۱۶/۵/۲۰۰۳).
۱۳. حزب آزادی بخش اسلامی (ابولحسن انصاری).
۱۴. مجلس اعلای آزادسازی عراق (گروهی شیعه که از حضور نیروهای آمریکا در عراق حمایت میکند و در جنوب عراق فعال هستند و تعدادی تظاهرات نیز در بغداد در حمایت از حضور آمریکا داشتهاند.)
۱۵. جمعیت کردی – اسلامی (رئیس سازمان دکتر علی قرهداغی).
۱۶. جنبش عربی ملی متحد اسلامی (دکتر احمد عبید الکبیسی).
۱۷. جماعت برادری اسلامی.
۱۸. جماعت اسلامی کردستان (به ریاست علی عبدالعزیز).
۱۹. جنبش اسلامی در کردستان.
۲۰. اتحاد اسلامی کردستان (تأسیس در سال ۱۹۹۴).
۲۱. جبهه عمل اسلامی

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان درموردکسب و کار، نرم افزار، سهم بازار

دیدگاهتان را بنویسید