تئوری تشکل نظام عصبی

تئوری تشکل نظام عصبی : « دُمن و دلاکتو »

پزشکی بنام گلن دمن[4] و یک متخصص تعلیم و تربیت بنام کارل دلاکتو[5] در جریان کار خود ، تئوری تشکل نظام عصبی را تکمیل و ارائه کرده اند ، که بنوبه خود یکی از بحث انگیزترین شیوه های حرکتی در برخورد با اختلالات یادگیری است . این تئوری که بر روی بیش از ده هزار کودک تجربه شده یکی از تئوریهای کلان شمول[6] در حیطه نظر و درمان بوده است . هدف صاحب نظران این تئوری برقرار کردن مراحل طبیعی و عادی رشد عصبی کودکان ضایع مغز ، عقب مانده ذهنی و کودکان ناتوان در خواندن است . صاحبان این نظریه توصیه می کنند که روش های آنان حتی در مورد کودکان بهنجار نیز فوایدی در بر دارد(فایقی،1384) .

اساس کار در این تئوری ، معیار قرار دادن مراحل رشد کودکی است که دارای کارکرد مغزی سالم است و این کارکرد در اصطلاح آنان « نظام عصبی کامل » نامیده شده است . در این تئوری فرض بر این است که تکامل ارگانیسم انسان[7] « تطور تاریخی »[8] را بیاد می آورد ، یا یک فرد در فراگرد بلوغ جسمی خود از مراحل تطور مشابهی همانند بشر نخستین که دوره تکامل را طی نموده گذر می کند . ازینرو گذار تکامل نظام عصبی ، بر اساس یک روند منظم تشریحی در نظام اعصاب مرکزی است ، و انسان مرحله به مرحله به سطوح بالاتری از نظام عصبی می رسد . توالی این مراحل عبارتند از : ( 1 ) نخاع شوکی ، بصل النخاع ، ( 2 ) برجستگی های حلقوی ، ( 3 ) مغز میانی ، ( 4 ) قشر مخ ، و بالاخره ( 5 ) نظام عصبی کامل یا تثبیت غلبه یکی از نیمکرده های مغزی .

دمن و دلاکتو عقیده دارند شش کارکرد تکاملی در انسان وجود دارد که عبارتند از : مهارت های حرکتی ( راه یافتن بشیوه ایستاده و ضربدری ) ، سخن گفتن ، نوشتن ، خواندن (مهارت های بینایی) ، فهم سخن ( شنوایی ) ، و تشخیص حجم یا ابعاد سه گانه[9] ( مهارت های پساوایی ) ، حصول این شش مهارت بستگی به تکامل تشریحی فرد در نظام عصبی اش دارد .

مطلب مرتبط :   مباحث نظری در باب سازه ی راهکار های  مقابله ای  

عدم توفیق در مرحله معینی از رشد در گذار از مراحل متوالی ، نشان دهنده نقض نظام عصبی بوده و منتج به مشکلاتی در امر تحرک یا ارتباط خواهد شد . طرفداران این نظریه بر آنند که سنجش سطح نظام عصبی از لحاظ نظری ، تجویز فعالیت هایی را که منجر به بهبود رشد نظام عصبی و بالمال کاهش یا جلوگیری از اختلالات یادگیری می شود امکان پذیر می سازد . ارزیابی و تعیین سطح رشد عصبی کودک از طریق مشاهده یک سلسله رفتار به شرح زیر بعمل می آید ( دلاکتو 1963 ) :

  • سطح نخاع شوکی و بصل النخاع : مشاهده بازتابهای بهنجار نوزاد در سطح نخاع شوکی و بصل النخاع ، بیانگر نظام عصبی مطلوب در این سطح است .
  • سطح برگستگی های حلقوی . رشد عصبی مطلوب در سطح برجستگی های حلقوی ، با مشاهده نحوه خزیدن و چهار دست و پا راه رفتن کودک مشخص می شود ؛ در این حالت عمل کودک باید راحت ، موزون ، و بشیوه ضربدری باشد .
  • سطح کرتکس اولیه . نظام عصبی بسامان در این سطح بوسیله راه رفتن مشخص می شود که باید به صورت متقاطع ، متعادل و راحت و موزون صورت گیرد .
  • غلبه طرفی نیمکره ها ، بالاترین سطح نظام عصبی با وقوع غلبه طرفی نیمکره های مغز بوجود می آید . این امر با غلبه واضح اعضاء یک طرف بدن تشخیص داده می شود . مثل غلبه یک دست ، یک چشم و یک پا ، که این غلبه در یک طرف بدن بوجود آمده و این سلطه توسط مغز تثبیت شده است .
  • مراحل عصبی فوق توسعه پذیر هستند و با سرگرم شدن کودک به فعالیت هایی که برای رشد عصبی هر سطح طراحی شده متکامل می شوند . کودکانیکه بدلیل جسمی نمی توانند فعالیت های حرکتی مقرر را انجام دهند ، این فعالیت ها به صورت انفعالی به نظامی های عصبی آنها بوسیه حرکت دادن اندام هایشان منتقل می شود . بر اساس این تئوری وقتی نظام عصبی کامل شد ، مشکل یادگیری از بین می رود . توالی مراحل حصول به حرکات کامل عبارتند از ( دمن و همکاران 1967 ) : ( 1) غلت زدن ( 2 ) تحرک موضعی به صورت دایره ای و بالعکس ، ( 3 ) خزیدن بدون طرح ( 4 ) خزیدن هماهنگ ( 5 ) خزیدن دو جانبی ، ( 6 ) خزیدن متقاطع ، ( 7 ) چهار دست و پا رفتن بدون طرح ، ( 8 ) چهار دست و پا رفتن هماهنگ ، ( 9 ) چهار دست و پا رفتن دو جانبی ، ( 10 ) چهار دست و پارفتن متقاطع ( 11 ) تات یا پی رفتن ( پا کشیدن ) ، ( 12 ) راه رفتن بدون طرح ( 13 ) راه رفتن متقاطع.
مطلب مرتبط :   نظریه­های رفتاری انگیزش

برای بهبود نظام عصبی لازم است کودکان مراحل متوالی فوق را پشت سر بگذارند . صاحبان این نظریه معتقدند در آسیب های شدید مغزی ، مالش و حرکت دادن اندام ها و سر کودک وسیله افراد بزرگسال ، در جهات و شرایط مشخصی که توسط خود آنان تعیین گردیده ، بهبود نظام عصبی را موجب می شود . عمل بهبود بخشی با اجرای دقیق دستورات در تمام روزهای هفته ، حداقل 5 دقیقه و چهار بار در روز به مورد عمل در می آید ( دمن روی جهات مختلف بدن ، کاهش اثرات موسیقی و باز آموزی حرکات چشم و دست را شامل می شود . هدف تمامی این فعالیت ها رسیدن به تکامل نظام عصبی ، از راه استقرار غلبه طرفی مغز می باشد( دلاکتو 1963 )  .