منابع مقاله با موضوع کاهش اضطراب، اضطراب کودکان، ابراز وجود

علاقهمندی بیشتری نشان میداده است. او ریتم و سبک خاصی را ابداع کرده بود، که برای دیگر کودکان تازگی داشت. اکثراٌ به تکنوازی گرایش داشته و به تدریج گروهنوازی را انجام میدادند. او کوشش میکرد ریتمهای ساز دهنی را با آوازهای آشنایی که شنیده بود و در حافظه داشت هماهنگ کند. علاوه بر آن تلاش داشت همراه با ضربه انگشتان دست بر روی پای خود گفتار عادی را به شکل ریتمیک و کشیده بیان کند و این روش را در سه مرحله انجام میداد؛ ابتدا جمله مورد نظر را به شکل ریتمیک زمزمه میکرد، سپس همان جمله را با صدای آرام و ریتمیک تکرار کرده و بعد از آن همان جمله را به شکل عادی و با صدای بلند در گروه بیان میکرد. امیرعلی هر روز بر یک متن داستانی کوتاه به همین شیوه کار میکرد. این امر باعث شده بود که راحتتر و با اعتماد بنفس بیشتری در گروه ظاهر شود و بهعلاوه ارتباط او با ریتم ملودی، به آسان سازی وسیّالیّت کلمات اوکمک میکرد.در تبعین این امر میتوان گفت: تمرین دمیدن و نفس کشیدن میتواند کمک کند تا کنترل عضلات تنفسی مورد نیاز تکلم تقویت شود. پاداشهای زیبای موسیقی همچنین به تحریک او در تمرین این مهارتها کمک میکرد. این کار به امیرعلی اعتماد نفس و جرأت میبخشد.و این باعث شد بود که امیرعلی را برانگیزاند تا راحتتر و روانتر صحبت کند.
2-محمد:او فردی 11 ساله، دانشآموز پایه پنجم ابتدایی و فرزند ارشد خانواده است. به گزارش والدین و مشاهدات بالینی انجام شده فردی کم رو، عجول، مضطرب، زود جوش، عصبانی، پرخاشگر و بیقرار است. سیر رشدی زبان او تا دو سالگی روند طبیعی داشته اما به گزارش والدین، در اثر ترس، دچار لکنت از نوع مکث بر روی یک هجا یا توقف در تلفظ (تونیک)گردیده است.
وی به لحاظ تحصیلی دانشآموز متوسطی محسوب میگردد. علاوه بر لکنت او در کودکی سابقه ناخن جویدن نیز داشته است. براساس یافتههای این پژوهش نمرات لکنت محمد در مقایسه با نمرات در مرحله خط پایه به یکدیگر نزدیک میباشند، اما در مرحله پس از درمان و پیگیری محمد نسبت به نمرات پیش از آزمون تغییر محسوسی را نشان میدهد؛ هرچند میزان تأثیر در مرحله سوم و چهارم پس از آزمون روند صعودی دارد اما در مرحله پنج دوباره کاهش مییابد. درکل میتوان گفت شدت لکنت در مرحلهپس از درمان نسبت به خط پایه دارای تغییر بارزی بوده است. همچنین فراوانی لکنت، دیرش و رفتارهای فیزیکی همراه، در مقایسه با نمرات در مرحله خط پایه به یکدیگر نزدیک میباشند. اما در مرحله پس از درمان و پیگیری محمد در مؤلفه دیرش و رفتارهای فیزیکی نسبت به نمرات پیش آزمون هم از لحاظ روند درمان و تراز آن در جایگاه بهتری قرار دارد؛ و این تفاوت دلیلی بر اثر بخش بودن درمان بر دیرش و رفتارهای فیزیکی است. کاهش مؤلفه فراوانی آزمون شدت لکنت3 برای محمد در حد متوسط دیده شده است. علت این تفاوت شاید در بیقراری و کم حوصلگی محمد حین اجرای تست باشد. بهطور کلی براساس یافتههای این پژوهش اثر کاهشی در سه زیر مولفه لکنت (فراوانی، دیرش و حرکات فیزیکی همراه ) نیز برای محمد دید می شود.
محمد، فردی کمرو و بسیار بیقرار بود. طیّ سه جلسهنخست، اودر برقراری ارتباط با دیگران دچار مشکل بود و این امر در مورد او روند بسیار کندی داشته است. دیر ارتباط برقرار میکرد، کمتر سخن میگفت و تماس چشمی ضعیف داشت. همچنین در ابتدا حرکات انفجاریای از خود نشان میداد که شگفتی سایر کودکان را نیز کاملاً بر میانگیخت. اما از جلسه چهارم به بعد، رفته رفته به کار گروهی و سازهای کوبهای علاقه نشان داد. محمد ضمن نواختن سازها در گروه، علاقه خاصی به نواختن ریتمیک چوب و دقک داشت. او از ترتیب چوب و دقک ریتمهای مخصوص خود را کشف میکرد و به دلیل آنکه در روخوانی مشکل داشت بیشتر آهنگهایی را که به شکل شفاهی در حافظه داشت با صدای بلند میخواند و با ضربات چوب این آهنگ را همراهی میکرد. خواندن آواز از طریق ریتم به او کمک میکرد تا روانتر صحبت کند. همچنین ساز به او کمک کرد تا به مرور ارتباط راحتتری را با سایرین برقرار کند و تمام این امور کمکم لکنت او را کاهش و اعتماد به نفس او را افزایش میداد. علاوه بر این حرکات فیزیکی همراه لکنت او به شدت تنزل یافته؛ به طوری که در جلسه شانزدهم به ندرت این پدیده در او دیده میشد. در تبیین این امر میتوان گفت: محمد غالباً آوازهایی را میخوانند که به ندرت و گاهی هرگز کلمات آن را نگفته بود. او با کمک این آوازها توانست لغاتی را که در صحبت کردن دارای مشکل بود، سلیستر بخواند. این کار به محمد اعتماد به نفس و جرأت میبخشید تا آن کلمات را در صحبتهای روزانه نیز استفاد کند و گفتارش روانترگردد.
3- علیرضا: او پسری 12 ساله، دانشآموز پایه ششم ابتدایی و فرزند اوّل خانواده است. به گزارش والدین و مشاهدات انجام شده فردی، زود جوش، عجول، مضطرب، زود رنج و در عین حال دارای روابط عمومی خوب و خوش برخورد است. سیر رشدی زبان او تا سه سالگی روال طبیعی خود را داشته اما در اثر ترس و استرس بنا به گزارش والدین در یک حادثه (آتش سوزی) دچار لکنت ـ از نوع مکث بر روی یک هجا یا توقف در تلفظ (تونیک) ـ شده است. علیرضا بجز لکنت هیچ گونه بیماری که تشخیص پزشکی یا روانپزشکی باشد نداشته است. علاوه بر این به لحاظ درسی نیز دانشآموز ممتازی محسوب میشود و دارای وضعیت تحصیلی عالی میباشد. یافتههای حاصل از مشاهدات تحقیق حاکی از آن است که نمرات لکنت علیرضا در مرحله خط پایه به یکدیگر نزدیک میباشند، اما نمرات او پس از درمان و پیگیری نسبت به نمرات پیشآزمون کاهش چشمگیری داشت. همچنین مؤلفههای فراوانی لکنت، دیرش و رفتارهای فیزیکی همراه پس از درمان و پیگیری نسبت به نمرات پیش آزمون کاهش محسوسی را نشان میدهد.
علیرضا در جلسات انعطاف و ارتباط خوبی داشته و اکثر فعالیتهای موسیقی را در گروه به راحتی انجام میداد و در این زمینه با دیگر کودکان نیز همراهی میکرد. او سعی میکرد تمام تمرینها را در بهترین حالت انجام دهد. از سویی به نواختن فلوت نیز علاقه خاصی نشان میداد و سعی میکرد ریتم خاصی را که از قبل در منزل کار کرده بود، در جلسه گروهی اجرا کند. او نسبت به سایر افراد نمونه مطالب و تمارین گفته شده را به سرعت فرا میگرفت و تأییدی که متعاقباً از گروه دریافت میکرد باعث شده بود روز به روز اعتماد بهنفس بیشتری پیدا کرده و این امر به همراه پشتکار و علاقهای که به موسیقی داشت، استفادههای زبان وکلمات را برای او آسانتر میکرد.
4- ابوالفضل: او پسری 12 ساله، دانشآموز پایه ششم ابتدایی و فرزنده اول خانواده است. به گزارش والدین و مشاهدات انجام شده وی فردی، عجول، مضطرب، زود رنج، پرجنب و جوش و در عین حال دارای روابط عمومی بالا و وضعیت تحصیلی خوب میباشد. سیر رشدی زبان او تا دو سالگی روند طبیعی داشته امادر دو سالگی بدون هیج دلیل مشخص دچار لکنت از نوع مکث بر روی یک هجا یا توقف در تلفظ (تونیک) میشود و تا بهحال هیچ گونه درمانی دریافت نکرده است. او در ضمن جز لکنت هیچگونه بیماری که تشخیص پزشکی یا روانپزشکی باشد، ندارد. براساس یافتههای این پژوهش نمرات لکنت وی در مرحله خط پایه به یکدیگر نزدیک میباشند، اما نمرات ابوالفضل پس از درمان و پیگیری نسبت به نمرات پیشآزمون کاهش محسوسی را نشان میدهد. وهمچنین براساس یافتههای این تحقیق ابوافضل در مؤلفههای فراوانی لکنت، دیرش و رفتارهای فیزیکی همراه پس از درمان و پیگیری نسبت به نمرات پیش آزمون کاهش محسوس را نشان میدهد. ابوالفضل نیز مانند امیرعلی به کشیدهگویی و ریتمیک سخن گفتن علاقه زیادی نشان میداد پیشرفت او که روز به روز وضوح بیشتری پیدا میکرد و از طرف خانواده و دوستان پیشرفتش به او گوش زد میشد این امر موجب شده بود تا با انگیزی بیشتر در گروه ظاهر شود و مشتاقانه با گروه همکاری کند؛ بهطوریکه میتوان گفت فعالیت و پشتکار او در همراهیهای موسیقیایی به کاهش لکنت او کمک فراوانی کرد.
5- کیارش: او پسری 9 ساله، دانشآموز پایه سوم ابتدایی و فرزند ارشد خانواده میباشد. به گزارش والدین و مشاهدات انجام شده فردی، زود جوش، عجول،مضطرب، زود رنج، بیقرار، خجالتی و دارای روابط عمومی ضعیف است. به لحاظ تحصیلی وضعیت مطلوبی داشته و نیز سیر رشدی زبان او تا دو سالگی روند طبیعی و رو به تکاملی را نشان میدهد اماپس از آن بدون هیچگونه دلیل مشخصی دچار لکنت از نوع کشیده گویی(کلونیک) شده است و تا بحال هیچ گونه درمان خاصی را دریافت نکرده است. کیارش دچار مشکل ناخن جویدن بود. با توجه به یافتههای این پژوهش نمرات لکنت کیارش در مرحله خط پایه به یکدیگر نزدیک میباشند، اما پس از درمان و پیگیری نسبت به نمرات پیشآزمون کاهشی محسوسی را نشان میدهد. وهمچنین براساس شواهداو در مؤلفههای فراوانی لکنت، دیرش و رفتارهای فیزیکی همراه پس از درمان و پیگیری نسبت به نمرات پیش آزمون کاهش محسوس و را نشان میدهد. کیارش از نخست تمایل کمتری به فعالیت موسیقی از خود نشان میداد، چون در نفَس کم میآورد و معمولاً از تمرین فلوت و سازدهنی طفره میرفت. به شدت کمرو و بیقرار بود؛ به طوری که تا چهار جلسه به همراه مادرش در جلسات حضور پیدا میکرد، تکالیف تعیین شده را در منزل انجام نمیداد و حتی با دیگر کودکان ارتباط برقرار نمیکرد تا اینکه از جلسه چهارم به بعد آرام آرام با درمانگر ارتباط برقرار کرد و درمانگر نیز با استفاده از این اعتماد و ارتباطی که به وجود آمد بود و تعیین تکلیف سبکتر موجبات گرایش او به موسیقی و شرکت در برنامه گروهی را فراهم آورد. از بین سازههای کوبهای، به خاشخاشک و دایره زنگی اشتیاق بیشتری نشان میداد.
کیارش رفته رفته در جلسات درمانی اعتماد بهنفس بیشتری پیدا کرد و در گروه راحتتر ابراز وجود میکرد. او همچنین با تکخوانی و همخوانی همراه استفاده از ریتمی که خود برای خاشخاشک ساخته بود به گروه نیز نزدیکتر میشد. به طوری که درجلسه شانزدهم از خود بیقراری کمتری نشان میداد و در تمرین نفسگیری همراه با آهنگ بیکلام، پیشرفت قابل توجهی از خود نشان داد. این روند رو به رشد او بر قدرت بیان او تأثیر مثبتی داشته و به کاهش لکنت او کمک کرد.
5-1-2 اضطراب: یکی از پرسشهای اساسی این پژوهش، تأثیر آواز ـ ملودیک بر اضطراب کودکان لکنتی بود. نمرات اضطراب افراد نمونه در مقایسه با نمرات در مرحله خط پایه به یکدیگر نزدیک میباشند، اما در مرحله درمان و پس از آن و پیگیری آزمودنی نسبت به نمرات پیش ازهم از لحاظ روند درمان و تراز آن در جایگاه بهتری قرار دارد (اگر چه این تغییرات در حد کم می باشند)؛ و این تفاوت دلیلی بر تاثیر مثبت درمان میباشد. طبق یافتههای این پژوهش میتوان گفت که درمان آواز- ملودیک بهطور کلی سبب بهبود اضطراب در پژوهش حاضر شده است. این یافتهها با نتایج پژوهشی که توسط افرادی چون فرازی(1375)، خسروی(1375)، چان و چنگ (2007)، هاشمی و ذاکری مقدم(2012)، کاظمی و همکاران(2012) و هری سوک و همکاران157 (2011)انجام گرفت همسویی دارد. این پژوهشگران از موسیقی درمانی برای کاهش اضطراب استفاده نمودهاند.
نتایج پژوهش حاضر نشان داد که برنامههای آواز- ملودیک (MIT) بر کاهش اضطراب مؤثر بوده و همچنین این پژوهش با تحقیقات نجفی و همکاران (1389) نیز همسو می باشد. افراد مذکور در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که اجرای برنامه موسیقی در کودکان 9-12سال بستری در بیمارستان سبب کاهش میزان اضطراب میگردد.
اثر درمان آواز – ملودیک بر روی اضطراب هریک از آزمودنیها به شرح زیر میباشد:
اثر آوازی ملودیک در خصوص ابوالفضل، محمد و کیارش موجب کاهش اضطراب شده است. در تبیین این یافته ها می توان گفت که افراد دچار لکنت، اعم از کودک و بزرگسال معمولا ًدرونگرا و فاقد اعتماد به نفس هستند و

مطلب مرتبط :   منابع پایان نامه ارشد درموردکسب و کار، جذب دانش، نرم افزار

دیدگاهتان را بنویسید