منابع مقاله درمورد عملکرد شرکت، نرم افزار، اندازه شرکت

تحقیقات آینده همراه است.
جدول 4-12: نتایج آزمون فرضیه های تحقیق
فرضیه
متغیر وابسته
متغیر وابسته
تحلیل واریانس
توان تبیین
استقلال خطاها
نوع رابطه
نتیجه
روش محاسبه سود آوری
سیاست سرمایه گذاری سرمایه در گردش
سیاست تامین مالی سرمایه در گردش
اندازه
رشد
اهرم مالی
آماره f (معناداری مدل)
R^2
آماره دوربین واتسن
ضریب
آمارهt (معناداری)
ضریب
آمارهt (معناداری)
ضریب (معناداری)
ضریب (معناداری)
ضریب (معناداری)
فرضیه اول
بازده دارایی
097/0
17/3
*
*
05/0
06/0
37/0-
94/257
72/0
96/1
مستقیم
رد
00/0
*
00/0
00/0
00/0
00/0
کیو توبین
0.17
46/2
*
*
19/0-
05/0
0.29
96/191
66/0
86/1
مستقیم
رد
01/0
*
00/0
01/0
0.00
00/0
فرضیه دوم
بازده دارایی
*
*
05/0
80/1
03/0
04/0
43/0-
91/348
78/0
93/1
مستقیم
رد
*
07/0
01/0
00/0
00/0
00/0
کیو توبین
*
*
0.16
1.96
17/0-
06/0
15/0
06/187
66/0
86/1
مستقیم
تایید
*
05/0
0/0
01/0
12/0
00/0
فرضیه سوم
تایید
فصل پنجم:
نتیجه گیری و پیشنهادات
5-1- مقدمه
ثبات مالی هدف اصلی ایجاد یک شرکت است. یک شرکت باید ایجاد سود کند و توانا در پرداخت بدهیها باشد تا بتواند به ثبات مالی دست یابد. یکی از جنبههای مهم ثبات مالی سرمایه در گردش است. این مطالعه سیاستهای سرمایه در گردش و روابط انها را با سودآوری شرکت تجزیه وتحلیل می کند در سالهای اخیر نا اطمینانی اقتصادی باعث از دست دادن سود آوری کسب وکار شده است. به هر حال سیاستهای موثر سرمایه در گردش، سود شرکتها را بهبود میبخشد درنهایت در این مطالعه سعی شده است عوامل درگیر در سیاستهای سرمایه درگردش شرکتها شناسایی شوند.
5-2- نتایج آزمون فرضیهها
فرضیه شماره یک : بین سیاست متهورانه سرمایهگذاری سرمایه در گردش و سودآوری عملکرد شرکت ها ارتباط معناداری وجود دارد.
جهت بررسی فرضیه شماره یک، دو مدل (ROA و Tobin’s q) با متغیر مستقل(سیاست سرمایه گذاری) درنرم افزار Eviews6 تخمین زده شدند. در این فرضیه انتظار میرفت، با حداقل سطح سرمایهگذاری در دارائیهای جاری، سودآوری افزایش یابد. اما نتایج نشان داد افزایش داراییهای جاری منجر به افزایش سودآوری میشود. بنابراین یک رابطه منفی بین درجه متهورانه بودن سیاستهای سرمایه در گردش شرکتها و دو روش اندازه گیری عملکرد (ROA و Tobin’Sq) وجود دارد. در نتیجه رویکرد محافظه کارانه سیاست سرمایه گذاری با تاکید بر سرمایه گذاری بیشتر در دارایی های نقدی جهت سودآوری مورد تایید قرار گرفت.
نظیر و افزا (2009) و اپتو (2012) درمطالعهای مشابه تحقیق حاضربه نتایج تقریبا یکسانی دست یافتند، همچنین نتایج تحقیق حاضر شبیه به مطالعه هر دو میباشد. اپتو به این نتیجه رسید، اگر شرکتی از داراییهای جاری بیشتری برای تأمین وجوه سرمایه گذاری سرمایه درگردش استفاده کند، سود بیشتری را هم کسب خواهد کرد. اما پاداچی (2006) تقریبا مخالف آنها دریافت، زمانیکه شرکت به میزان بالایی در موجودیها و حسابهای دریافتی سرمایه گذاری میکند، سودآوری را کاهش میدهد.
محمدزاده و نوفرمستی (1388) در پژوهشی دریافتند، یک رابطه مثبت و مستقیم بین سرمایه درگردش و بازده داراییها وجود دارد.همچنین ستایش و منصوری (1389) در پژوهش خود ارتباط بین سرمایه درگردش خالص و ناخالص را با اجزاء مختلف سود حسابداری بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند سرمایه در گردش خالص دارای ارتباط مثبت و معناداری با سود عملیاتی، سود قبل از کسر بهره مالیات وسود خالص می باشد و سرمایه در گردش ناخالص با هیچ کدام رابطه معناداری ندارد.محمدزاده و نوفرمستی( 1388 ) و ستایش و منصوری (1389) در حالیکه درپژوهش خود از متغیر وابسته سرمایه درگردش استفاده کردند، اما نتایج این مطالعات با مطالعه حاضر تقریبا مشابه است.
محمدی (1388)، جواد رضازاده و جعفر حیدریان (1389) و احمد یعقوب نژاد و همکاران (1389) دریافتند بین متوسط دوره وصول مطالبات و دوره گردش موجودی کالابا سودآوری رابطه منفی و معنادار وجود دارد.به عبارتی مدیران با کاهش دوره وصول مطالبات و دوره گردش موجودیها در حد معقول می توانند سودآوری شرکتشان را افزایش دهند. اکثریت مطالعات سرمایه در گردش از نسبتهای سنتی همانند مقدار حسابهای دریافتنی روزانه، تعداد موجودیهای کالای روزانه و تعداد حسابهای پرداختی روزانه برای اندازهگیری سطح نقدینگی یک شرکت استفاده می کنند (فالوپ و آجیلر 2009، 77). اپتو باتوجه به نظر شالمن و کوکس (1985) استدلال میکند، نسبتهای سنتی دغدغههای یک شرکت را مورد توجه قرار نمیدهند و بنابراین خالص سرمایه در گردش ارزش واقعی نقدینگی نیست. از این رو پیشبینی وضعیت مالی یک شرکت، نسبتهای مالی سرمایه در گردش را بهتر به منابع دائمی مانند مجموع دارائیها پیوند میزنند (اپتو2012، 40).
فرضیه شماره دو: بین سیاست متهورانه تامین مالی سرمایه در گردش و سودآوری عملکرد شرکت ها ارتباط معناداری وجود دارد.
جهت بررسی فرضیه شماره دو هر دو مدل ROA و Tobin’s q با متغیر مستقل (سیاست تامین مالی) در نرم افزار Eviews6 تخمین زده شدند. در این پژوهش مدل ROA نشان می دهد؛ بین حداقل سطح تأمین مالی سرمایه درگردش و سود آوری شرکت ارتباط معناداری وجود ندارد. اما نتایج تحققیقات نظیر و افزا (2009) در پاکستان و اپتو (2012 ) در آمریکا مشابه می باشند. همچنین، طبق نتیجه پژوهش اپتو (2012) که تقریبا ازمتغیرهای پژوهش حاضر استفاده کرده است؛ شرکتهای کوچکی که از سطح بالای بدهی جاری برای بهبود سودآوری استفاده می کنند، ممکن است نا امید شوند. زیرا یک مدل محافظه کارانه با استفاده از کمترین بدهی جاری اثر مثبت بر سودآوری را به اثبات میرساند. نظیر و افزا (2009) طی این تحقیق به این نتیجه رسیدند، اگر مدیران رویکرد محافظه کارانه را برای سیاستهای سرمایه گذاری و تامین مالی سرمایه در گردش استفاده کنند آنها میتوانند برای شرکت ایجاد ارزش کنند.
اما مدل Tobin’s q نشان می دهد؛ با استفاده از حداکثر سطح تامین مالی در سرمایه در گردش، سود آوری شرکت افزایش می یابد. طبق نظر نظیر وافزا که در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند هنگامی که شرکت ها از رویکرد متهورانه برای تامین مالی داراییهای سرمایه درگردش استفاده می کنند درنتیجه لزوما سطح سودآوری افزایش مییابد. بنابراین به نظر میرسد سرمایه گذاران علاقه مندند، بیشتر در شرکتهایی سرمایهگذاری کنند که رویکرد متهورانه تامین مالی سرمایه در گردش دارند. زیرا آنها تصور می کنند، سهام چنین شرکت ها یی در بازار با ارزش تر است. به همین دلیل مدل کیوتوبین و بازده دارایی ها دو نتیجه متفاوت را نشان دادند. همچنین، پاداچی (2006) از استراتژیهای سرمایه درگردشی حمایت می کند که اتلاف منابع را کاهش خواهد داد و رشد وتوسعه و افزایش در ارزش شرکت را ترویج می دهد.
فیلبک و همکاران (2007) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند؛ هزینه پایین بدهی جهت تأمین مالی اجازه می دهد، مبلغ بیشتری برای دارایی های جاری صرف شود. با این حال تجزیه و تحلیل نشان می دهد، ارزشهای سرمایه در گردش میان صنایع در یک دوره زمان متفاوت است.
محمدزاده و نوفرستی (1388) بر خلاف نتیجه پژوهش حاضر نشان دادند، بین نسبت جاری (ریسک عدم توان بازپرداخت بدهیها) و بازده داراییها یک رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد احتمالا این تفاوت به دلیل کاربرد متغیرهای متفاوت جهت سنجیدن میزان تامین مالی در شرکت ها میباشد.
محمدی (1388)، رضازاده و حیدریان (1389) و یعقوب نژاد و همکاران (1389) دریافتند بین متوسط دوره پرداخت بدهی و سود آوری رابطه منفی و معنا دار وجود دارد بنابراین نتایج این تحقیقات در رابطه با دوره واریز بستانکاران می تواند بیانگر این امر باشد؛ شرکت ها یی سودآور می باشند، که دوره واریز بستانکاران کوتاه تری دارند. ممکن است تفاوت در نتایج مطالعه حاضر و مطالعات اخیر مطابق با دلایل ذکر شده در فرضیه قبل باشد.
بطور کلی از دو فرضیه گذشته میتوان نتیجه گرفت؛ در این مطالعه دادههای تجربی از رابطه مثبت بین سیاست سرمایه گذاری سرمایه درگردش با سودآوری حمایت می کند. همچنین اپتو (2012) در کشور آمریکا و نظیر و افزا (2009) در پاکستان در تحقیقی مشابه دریافتند؛ یک سیاست سرمایه در گردش که باعث کاهش هزینهها، افزایش فروش و کاهش بدهی شود فرصت سودآوری بیشتر را در یک شرکت بالا خواهند برد (اپتو 2012، 136) و رابطه منفی بین سیاست متهورانه سرمایهگذاری و تامین مالی شرکتها با سودآوری وجود دارد (نظیر و افزا 2009، 198). در این مطالعه همانند نتایج نظیر و افزا مشخص شد که در بررسی تاثیر سیاست سرمایهگذاری سرمایه در گردش بر هر دو روش اندارهگیری سودآوری (کیو توبین و بازده داراییها) نتایج مشابه کسب شد. همچنین تجزیه و تحلیل دادههای تجربی نشان داد؛ بین سیاست متهورانه تامین مالی سرمایه درگردش با بازده داراییها ارتباط معناداری وجود ندارد. اما این سیاست باعث افزایش کیوتوبین (ارزش بازار شرکت) میشود. بنابراین میتوان نتیجه گرفت؛ احتمالا شرایط اقتصادی ایران در این دوره شرکتها را به سمت رویکرد محافظه کارانه سوق داده است. همچنین نظیر و افزا 2009 بیان کردند، سرمایهگذاران برای شرکتی بیشتر ارزش قائل می شوند که از مدیریت متهورانه برای بدهیهای جاری استفاده میکند.
محمدی (1388)، رضازاده و حیدریان (1389) و یعقوب نژاد و همکاران (1389) به اتفاق نظر رسیدند؛ که بین چرخه تبدیل وجه نقد با سودآوری رابطه منفی و معناداری وجود دارد.هم چنین پاداچی(2006)، ایزدی نیا و تا کی (1389) دریافتند هر چه چرخه تبدیل وجه نقدبزرگتر شود بازدهی داراییها کاهش می یابد.
اعرابی و عابدی (1390) دریافتند؛ عملکرد شرکت (نسبت کیوتوبین و بازده داراییها) در زمانی که استراتژی مالی شرکت (استراتژیهای سرمایه گذاری، تأمین مالی، تقسیم سود و سرمایه در گردش) میانه رو متمایل به خطر پذیری است، بیش از زمانی است که گونه استراتژی مالی آن میانه رو متمایل به خطر گریزی است. هم چنین نتایج نشان میدهد؛ در سالهایی که هماهنگی بین عناصر استراتژیهای مالی بیشتر است، عملکرد شرکت نیز بهتر است.
بهار مقدم و هوشمند (1391) در تحقیقی نشان دادند؛ بین فرصتهای رشد (لگاریتم طبیعی کیوتوبین) و جریان نقد عملیاتی با مدیریت سرمایه در گردش (چرخه تبدیل به نقد) ارتباط منفی و معناداری وجود دارد. هم چنین بین سودآوری (ROA ) و چرخه تبدیل به نقد ارتباط معناداری وجود ندارد.
فرضیه شماره سوم: بین اندازه، رشد و اهرم مالی یک شرکت و سودآوری عملکرد شرکتها ارتباط معناداری وجود دارد.
جهت بررسی فرضیه شماره سه، هر دو مدل (ROA و Tobin’s q) را در نرم افزار Eviews6 برای هر دو فرضیه یکبار بدون حضور متغیرهای کنترلی و بار دیگر با حضور متغیرهای کنترلی تخمین زده شدند. نتایج این تحقیق بیانگر تاثیر منفی معنی دار اندازه شرکت روی کیوتربین و تاثیر مثبت معنی دار آن روی بازده داراییها میباشد. نتایج پژوهش اپتو (2012) موافق همین نتیجه می باشد. اما نظیر و افزا دریافتند بین هر دو روش سودآوری واندازه شرکت رابطه مثبت وجود دارد. هم چنین ایزدی نیا وتاکی (1389) تاثیر مثبت اندازه شرکت فقط روی بازده داراییها را به اثبات رساندند. رضازاده و حیدریان (1389) نشان دادند؛

مطلب مرتبط :   منابع مقاله درموردبورس اوراق بهادار، بورس اوراق بهادار تهران، عملکرد شرکت

دیدگاهتان را بنویسید