نگارش پایان نامه در مورد نقش کاربردي تعهد زناشويي

تعهد زناشويي نه فقط به عنوان وضعيتي ارزشمند بلکه به عنوان وضعيتي در نظر گرفته مي‌شود که بايد عملي شود اگرچه به ندرت به عنوان عملي ساده در نظر گرفته مي‌شود. انجام‌پذيري به ميزان قابليت دستيابي به تعهد زناشويي اشاره دارد. تعهد حاصل دو فرايند ذهني اساسي است: موانع دستيابي به تعهد زناشويي و احتمالات غلبه بر اين موانع. اين مفاهيم با ايده‌هاي مربوط به تعهد بازدارنده و تعهد ساختاري ارتباط دارد و توجه شخص را به نقش موانع معطوف مي‌كند اما يک تفاوت مهم هم دارد. همانگونه که لوينگر[1] (1976) توضيح مي‌دهد”نيروهاي باز دارنده‌ي حاصل از موانع موجود بين افراد آنها را از هم جدا مي‌كند و موانع پيرامون ارتباط افراد را به هم نزديک مي‌سازد.

موانع پيش روي تعهد ممکن است بيروني يا دروني، واقعي يا خيالي باشند. توجه به ديدگاههاي دروني (سارا و‌هاگز[2]، 1997) به معناي تمرکز بر تصورات شخصي از موانع تعهد زناشويي است که ممکن است از نظر محققان عوامل مهمي باشندالبته عکس آن هم ممکن است روي دهد. (پرويتي و آماتور[3]، 2003) موانع تهعد شامل چهار دسته: مادي، اجتماعي، رواني- عاطفي و جسمي.

موانع مادي عبارتند از نگراني در مورد عدم ثبات شغلي و اجتماعي و همچنين کمبود امکانات مادي از قبيل خانه و ماشين. تعداد زيادي از مردان (85/.) به عوامل مادي اشاره مي‌كنند اما بيشتر از نيمي از زنان (53/.) اين نوع مانع را در اظهاراتشان پيرامون موانع ازدواج خودشان و ديگران ذکر مي‌كنند. موانع اجتماعي يکي ديگر از موانع تعهد زناشويي است. اين مانع به دو دسته تقسيم مي‌شوند: موانع دسته اول شامل: جنس (مردان به سختي محبت خودشان را نشان مي‌دهند). تمايلات جنسي، سن (هر چه سن افراد بالاتر رود سخت‌تر به ازدواج وتعهد تن مي‌دهند). مذهب، طبقه‌ي اجتماعي، نژاد و قوميت. دومين مانع اجتماعي به ارتباط با ديگران ارتباط دارد و فشارهاي اجتماعي، الگوهاي مخالف ازدواج، تصور عدم حمايت از سوي افراد مهم خانواده و تاريخچه و پيشينه‌ي خانوادگي به خصوص طلاق از جمله موانع اجتماعي نوع دوم هستند. همچنين بالاي 90 درصد از افراد موانع تعهد را رواني-عاطفي ذکر کرده‌اند، اين عوامل شامل عاطفه و شخصيت (کمبود عاطفه و عدم آمادگي روانشناختي) مي‌شوند.

 

2-2- گفتار دوم: تاب‌آوري

2-2-1- تعريف تاب‌آوري

روان‌شناسي مثبت ‌نگر به جاي توجه به آسيب‌هاي روانشناختي و ترميم آنها به سوي بهينه کردن کيفيت زندگي است (سليگمن[5]، 2002؛ نقل از جوکار). در اين ميان تاب‌آوري جايگاه ويژه‌اي در حوزه‌هاي روان شناسي تحول، روانشناسي خانواده، بهداشت رواني يافته است به طوري که هر روزه برشمار پژوهش‌هاي مرتبط به اين سازه افزوده مي‌شود (ساماني و همکاران، 1386). تاب‌آوري ظرفيت بازگشتن از دشواري پايدار و ادامه‌دار و توانايي در ترميم خويشتن است. اين ظرفيت انسان مي‌تواند باعث شود تا او پيروزمندانه از رويدادهاي ناگوار بگذرد و عليرغم قرار گرفتن در معرض تنش‌هاي شديد، وابستگي اجتماعي، تحصيلي و شغلي او ارتقا يابد. تاب‌آوري نوعي ويژگي است که از فردي به فرد ديگر متفاوت است و مي‌تواند به مرور زمان رشد کند يا کاهش يابد و بر اساس خود اصلاح‌گري فکري و عملي انسان، در روند آزمون و خطاي زندگي شکل مي‌گيرد‌. استامفر[6] (2001) تاب‌آوري از ديدگاه روانشناختي بعنوان الگويي از فعاليت‌هاي روانشناختي توصيف مي‌نمايد که انگيزه‌اي قوي را براي مواجهه با ايجاب‌هاي بي‌اندازه را فراهم مي‌كند و انرژي دهنده رفتار‌هاي هدفمند براي سازگاري و بازگشت به حالت نخستين است و با هيجان‌ها و شناخت‌ها همراه مي‌گردد. استامفر تاکيد داشت تاب‌آوري يک خصيصه شخصيتي نيست، باله تاب‌آوري بر الگوي ثابتي از رفتار اشاره دارد که به يک موقعيت و بافت خاص مربوط مي‌باشد. به نظر استامفر تاب‌آوري در نتيجه تعامل پيچيده بين فرد و سيستم خانواده‌‌اش، جامعه، محيط وخلاصه جهاني مي‌باشد. محققان تاب‌آوري و آسيب‌پذيري را دو قطب متضاذ يک پيوستار مي‌دانند. آسيب‌پذيري به افزايش احتمال پيامدهاي منفي در برابر خطرات اطلاق مي‌شود. (فرگوسن و زميرمن[7]، 2005؛ نقل ازجوادي). گارمزي و ماتسن[8] (1991) تاب‌آوري را يک فرايند، توانايي، يا پيامد سازگاري موفقيت‌آميز علي رغم شرايط تهديد کننده، تعريف نموده‌اند. تاب‌آوري صرف مقاومت منفعل در برابر آسيب‌ها يا شرايط تهديد کننده نيست بلکه فرد تاب‌آور، مشارکت کننده فعال و سازنده محيط پيراموني خود است. تاب‌آوري قابليت فرد در برقراري تعادل زيستي- رواني- معنوي، در مقبل شرايط مخاطره‌آميز مي‌باشد (کانر و ديويدسون[9]، 2003). اصطلاح تاب‌آوري موضع‌گيري مثبت افراد را به استرس و بحران توصيف مي‌كند و آن را به صورت قابليت فرد براي سازگار شدن با استرس‌هاي شخصي و عوامل خطرزا در سطح محيط خانواده و جامعه نظير فقر و جنگ تعريف کرده‌اند (ورنر و اسميت[10]، 1982؛ فروغي؛ 1389). با وجودي که تعاريف تاب‌آوري ممکن است متنوع باشند، اکثر محققان معتقد‌اند که افراد در عوامل مشابهي مشترک‌اند. برخي از اين عوامل مشترک عبارتند از: هوش بالاتر، تازه‌جويي پايين‌تر، تعلق کمتر به همسالان بزهکار و عدم سوء مصرف مواد و بزهکاري. محققان ويژگي‌هاي مشترک ديگري نيز در افراد تاب‌آور بررسي کرده‌اند که عبارتند از: خود مختاري بالاتر، استقلال، همدلي، تعهد به کار، جديت، مهارتهاي حل مسئله خوب و روابط خوب با همسالان (ايساکسون[11]، 2002). تاب‌آوري به عنوان توانايي عبور از دشواري‌ها و غلبه برشرايط سخت زندگي تعريف شده است (جکسون[12]، 2007). نيومن و همکاران[13] (2003) بيان مي‌كنند که افراد تاب‌آور مي‌توانند به انواع شرايط استرس‌زا چيره شوند و سلامت رواني خود را حفظ نمايند. تاب‌آوري محدوده‌ي تحقيقي جالب توجهي است که به بررسي توانايي ذاتي فرد مي‌پردازد. استعدادي که باعث مي‌شود شخص در مواجهه با بحران مسير رشد و شکوفايي را بپيمايد. (ريچاردسون، 2002؛ نقل از فروغي)

گارمزي، ورنر و اسميت (2005؛ نقل از قمراني، 1389) عوامل موثر بر تاب‌آوري را به سه دسته‌ي عوامل کلي تقسيم کرده‌اند.

اولين عامل: نقش خلق و صفات شخصيتي در حفاظت افراد مي‌باشد. در اين خصوص مي‌توان به نقش توانايي‌هاي شناختي، سطح فعاليت فرد، پاسخ مثبت به ديگران و تفکر فرد در برخورد با يک موقعيت جديد، اشاره نمود.

دومين عامل: نقش خانواده است. بر اساس تحقيقات، خانواده‌هايي که گرم و منسجم هستند مي‌توانند نقش عوامل حفاظتي را براي کودکان داشته باشند.

سومين عامل: وجود حمايت‌هاي اجتماعي براي کودکان است. حمايت‌هايي نظير معلمان، مراقبان، والدين، مذهب و گروههاي اجتماعي مي‌توانند کودک را در مواجهه با استرس‌ها مقاوم سازد.

تاب‌آوري يعني؛ در شرايط آسيب‌زا پرورش يافتن؛ اما آسيب نديدن و به رشدي بيش از پيش دست يافتن (شکيب، 1387).

عوامل و ويژگي‌هاي مختلف، اعم از دروني و بيروني که در تاب‌آوري افراد تاثير ويژه‌اي دارند شامل:

1- توانايي‌ها و ويژگي‌هاي فردي

– داشتن توان اجتماعي (تفاهم، انعطاف‌پذيري فرهنگي، همدلي، مهرباني، مهارت‌هاي ارتباطي و شوخ طبعي، هوش هيجاني).

– قدرت حل مسئله (برنامه‌ريزي، ياري جويي، تفکرانتقادي و خلاق).

– مهارت خود‌گرداني (احساس هويت، خودکارآمدي، خودآگاهي، تسلط بر وظايف و کنره‌گيري سازگارانه از شرايط منفي).

– هدف داشتن و باور به آينده‌اي روشن (هدف‌گيري، آرمان‌هاي تحصيلي، خوش بيني، اعتقاد ديني و روابط معنوي).

نتيجه اين که: تاب‌آوري صرفا پديده‌اي ژنتيکي يا ارثي نيست که فقط انسان‌هاي بزرگ داراي آن باشند؛ بلکه پديده‌اي فطري است که مي‌تواند به خود اصلاح‌گري و تغيير فرد منجر گردد.

2- عوامل محافظت کننده‌ي محيطي

– پيوند مهربانانه‌، که به هم دردي، درک متقابل، احترام و علاقه‌مندي مي‌انجامد.

– اميدواري، که باعث مي‌شود تا کودک يا نوجوان تاب‌آوري ذاتي خود را باور کند و در رويارويي با مشکلات و آسيب‌ها، به جست و جو و کشف توانمندي‌هايش برآيد.

– يافتن فرصت‌هايي براي مشارکت معنادارکه جهت گفتن و شنيدن، تصميم‌گيري، مسئوليت‌پذيري و تاثيرگذاري افراد با استعداد بر اجتماع اجتناب ناپذير است.

3- دانش لازم براي عمل

– رويارويي با عوامل تنش‌زاي بيروني در بافت اجتماع مثل: نژادپرستي، جنگ و فقر، افزون طلبي صاحبان قدرت.

– کسب ديدگاه و منطق نيرومند، براي خروج از نگرش تنگ و تاريک علوم رفتار اجتماعي و نيل به نقاط قوت نوجوان، خانواده‌هاي آنان، مدارس و اجتماعات با ديدگاه ارتقاء نگر.

– ممانعت از رفتارهاي کليشه‌اي افراطي، زدن برچسب، در معرض خطر بودن، پرخطر بودن.

4- تمرکز بر رشد انسان

– تاب‌آوري فراتر از مرزهاي تاريخي، جغرافيايي، طبقاتي و نژادي، عمل مي‌كند؛ به عبارتي، تاکيد آن بر انسان‌گرايي است؛ يعني رشد و بهبود تاب‌آوري، چيزي بجز فرايند رشد سلامت انسان به طور کلي نيست.

– خود آگاهي طبيعي (فطرتي بيولوژيک براي رشد و کمال).

5- تاکيد بر فرايند نه برنامه

روتر معتقد است، عبارت “فرايند محافظت کننده” که حاوي طبيعت پوياي تاب‌آوري است، به جاي عبارت “عوامل محافظت کننده” معناي روشن‌تري دارد و به جاي تمرکز بر محتوا به بافت توجه دارد. هم چنين معتقد است: رشد، عبارت است پرسش درباره‌ي ارتباطي که ميان شما، به عنوان يک فرد، و محيطي که در آن زندگي مي‌كنند، شکل مي‌گيرد‌. بنابراين تمام اميد ما آن است که اين ارتباط، تغيير و ارتقاء يابد و اين که ببينيم کودکاني که در محيطي نامطلوب پرورش يافته‌اند، محکوم به تحمل منفعلانه‌ي اين محيط نيستند و نهايتا ناکارآمد نخواهند بود (شکيب، 1387). عامل ديگري که بر تاب‌آوري تاثير دارد، باورهاي مذهبي است. اثرات بالقوه باورهاي مذهبي منجر به کنار آمدن و مقابله با حوادث آسيب‌زا مي‌شود. مطالعه نقش باورهاي مذهبي بر تاب‌آوري در برابر ضربه‌ها و آسيب‌ها مي‌تواند فهم ما را از انطباق مثبت با حوادث افزايش دهد. از طريق مذهب است که انسان در مي‌يابد که بين او و وجود متعالي و برتر مطلق، ارتباط وجود دارد و اين رابطه يا از طريق قلب يا از روي عقل و يا بوسيله اجراي مراسم و اعمال مذهبي برقرار مي‌گردد. در نتيجه باور مذهب است که حس مي‌كنيم هر گاه با قدرتي مافوق خود ارتباط برقرار کنيم مي‌توانيم خود را از ناآرامي‌ها و ناراحتي‌ها نجات دهيم (توانبخش، 1385). در همين راستا گارمزي[14] (1985) عوامل پيش‌بيني کننده تاب‌آوري را در سه شاخه گسترده مورد بررسي قرار داد.

1- عوامل سطح فردي: خصوصيات و مهارت‌هايي که در فرد قرار داد، نظير هوش و عزت نفس.

2- عوامل سطح خانواده: ويژگي‌هاي محيط خانواده نظير حمايت والدين و انسجام خانوادگي.

3- عوامل سطح جامعه: آنچه در درون مدرسه، محيط و اجتماع قرار دارد، نظير فعاليت‌هاي فوق برنامه درسي قابل دسترس بودن نظام حمايتي بيروني و شرکت در فعاليت‌هاي اجتماعي. گارمزي و همکاران (1991) تاب‌آوري را با سه ديدگاه زير توصيف مي‌كنند:

1- پيامد خوب بدون توجه به موقعيت استرس زا.

2- حفظ شايستگي و صلاحيت در شرايط بحران زا.

3- بهبودي و برگشت به حالت اوليه بعد از تجربه‌ي رويداد استرس آور.

تاب‌آوري بيانگر ظرفيت افراد براي سالم ماندن و مقاومت و تحمل در شرايط سخت و دشوار است (پولاد چنگ و موسوي، 1387). البته تاب‌آوري تنها پايداري در برابر آسيب‌ها يا شرايط تهديد کننده نيست، بلکه شرکت فعال و سازنده در محيط پيراموني خود است. از جمله عواملي که بر تاب‌آوري موثر هستند مي‌توان به اعتماد به نفس بالا، مهارت‌هاي مثبت حل مسئله، پيوند قوي با مدرسه، داشتن گروه همسالان عاري از مواد، هوش بالاتر، داشتن مرکز کنترل دروني و مهارت‌هاي ارتباطي سازنده اشاره کرد (بلوم، 1998؛ ومر، 2000؛ نقل از کياني دهکردي و همکاران، 1384). خود تاب‌آوري به عنوان يکي از سازه‌هاي اصلي شخصيت براي فهم انگيزش، هيجان و رفتارمفهوم‌سازي شده است (بلاک[15]، 2002؛ نقل از رحيميان، 1387). با توجه به پژوهش‌هاي (لازاروس[16]، 2001) انسجام خانوادگي تاب‌آوري را در افراد افزايش مي‌دهد. مي‌توان گفت که هر چه محيط خانوادگي انسجام بيشتري داشته باشد، افراد خانواده در محيط‌هاي تنش‌زا و سخت براي مقابله با مشکلات از خانواده بيشتر کمک مي‌گيرند و در چنين مواقعي خانواده براي افراد به عنوان يک عامل محافظتي و حمايتي در مقابل خطرات عمل مي‌كند.

[1]- Levinger

[2]- Surra & Hughes

[3]- Previti & Amato

[4]- Resilience

[5]- Silliman

[6]- Strumpfer

[7]- Fergus. S & Zemmerman. M. A

[8]- Garmezy. N & Masten

[9]- Conner, K. M., & Davidson, J. R. T

[10]- Werner & Smith

[11]- Issacson پایان نامه

[12]- Jackson

[13]- Newman,R

[14]- Garmzy

[15]- Block & Block

[16]- Lazaruz, M

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*